الشيخ المنتظري

80

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به هرحال سخن حضرت امير ( عليه السلام ) اين است كه « فاقتلوه » او را بكشيد ، ولى بعد از آن اضافه فرموده « و لن تقتلوه » و هرگز او را نمىكشيد . « لن » براى نفى هميشگى است و « لن تقتلوه » به اين معناست كه هرگز شما او را نمىكشيد ، شما اهل اين كار نيستيد . سبّ و اعلام برائت « اَلاَ وَاِنَّهُ سَيَأْمُرُكُمْ بِسَبِّى وَالْبَرَاءَةِ مِنِّى ; اَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِى ; فَاِنَّهُ لِى زَكَاةٌ ، وَلَكُمْ نَجَاةٌ » ( آگاه باشيد به زودى اين مرد شما را به دشنام دادن و برائت از من مجبور مىكند ; پس اگر بر دشنام دادن به من شما را ناچار كند مرا دشنام دهيد ; زيرا ناسزا گفتن به من سبب علوّ درجه من و نجات شما خواهد شد . ) « سبّ » به معناى فحش ، و « براءة » به معناى بيزارى است . مىفرمايد اين مردى كه بعد از من بر شما مسلّط مىشود ، شما را ناچار به فحّاشى و بيزارى از من مىكند ، « امّا السّبّ فسبّونى » اگر قرار شد مرا دشنام دهيد ، اشكال ندارد دشنام دهيد . پس از شهادت على ( عليه السلام ) حجّاج بن يوسف ثقفى شيعيان حضرت را در كوفه دستگير كرده و به جرم دوستى با آن حضرت به شهادت مىرساند ، نقل است كه حجّاج صد و بيست هزار نفر از شيعيان حضرت را كشته است ، روى همين اساس حضرت دستور داده بود اگر شما را ناچار به فحّاشى عليه من كردند قبول كنيد و براى حفظ جان خودتان به من ناسزا بگوييد . « فانّه لى زكات و لكم نجاة » زيرا فحّاشى عليه من چيزى از من كم نمىكند بلكه مقام مرا بالا مىبرد ، شما را هم از كشته شدن نجات مىدهد ، گناه آن هم مال كسى است كه شما را مجبور به اين كار كرده است . « زكات » به معناى بالا بردن مقام آن حضرت است ; اگرچه « زكات » به معناى تزكيه و تطهير است ، چنانچه خداوند خطاب به پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرموده است : ( خذ من اموالهم